میلیسنت کرانور خیزش فاشیسم در آمریکا


گروه غرب از نگاه غرب خبریان: آیا شما هم در نزدیکی یک گروه نفرت پراکن زندگی می کنید؟ می خواهید بدانید اینطور است یا نه؟
برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید روی این نقشه (yon.ir/kFn0B) نفرت یاب حیرت انگیز کلیک کنید و با انواع و اقسام گروه های نفرت پراکن فاشیستی در سطح کشور آشنا شوید؛ اینکه از چه کسی نفرت دارند، چه می کنند و کجا هستند. تعداد آنها آنقدر زیاد است که تقریبا برای هر ذائقه ای یکی از این گروه ها وجود دارد.
وحشت انگیزی این نقشه  از نقشه های مربوط به آتش سوزی های پراکنده در سطح غرب آمریکا که در نیوز نشان می دهند کمتر نیست.
گروه های برتری باوران سفیدپوست سال هاست که بی سر و صدا رشد کرده اند اما در دولت ترامپ به نظر می آید که مثل قارچ سر برآورده اند.
بر اساس اعلام مرکز قوانین فقر جنوبی، بین سال های 2016 و 2017 شمار سازمان های نئونازی در آمریکا تا 22 درصد افزایش داشته است.(اما کوکلاس کلان کوچک تر شده که احتمالا به دلیل مسائل مربوط به مد روز است). یافتن آنها کار سختی نیست. به وضوح معلوم است که شکل و شمایل ظاهری – مدل موها، طرز لباس پوشیدن، خالکوبی ها – برای این جماعت بسیار اهمیت دارد.
برخی از آنها نام هایی روی خود گذاشته اند که کاملا روشن می کند چه هستند؛ حزب نازی آمریکا، جان های سادیستیک ملت آریایی ام سی، توفندگان هرروزه، زنان برای اتحاد آریایی، مسیحیت پرخاشگر، جنبش ناسیونال سوسیالیستی، جان سفیدان اهمیت دارد، نام چند تا از آنهاست. دیگران نام هایی مبهم یا حتی معصومانه دارند مثل اتحاد ملی، جنبش خلاقیت و حزب کارگر سنت گرا.
برخی گروه های فاشیستی به طورخاص بر مسلمانان تمرکز دارند مثل گروه های  «اسلام لخت مادرزاد»، مرکز آزادی دیوید هورویتز، دیدبان جهاد، دیدبان استقرار دوباره آوارگان.
مشاهده حجم کمکی که شرکت ها فناوری در اشاعه نفرت می کنند به طور خاصی هشدار دهنده است. آنطور که اس پی ال سی خاطرنشان می کند: «از  پروسه های پرداخت تا میزبانی دامنه تا داده کاوی، برخی از بزرگ ترین شرکت های فناوری  به فعال بودن سایت های گروه های نفرت پراکن و ادامه فعالیت آنها کمک می کنند.»
این کلمات آلبرت اسپیر، وزیر مهمات و تولیدات جنگی رایش  برای آلمان نازی و سر معمار آدولف هیتلر را به خاطر داشته باشید: «دیکتاتوری هیتلر اولین دیکتاتوری یک کشور صنعتی در این عصر فناوری نوین بود، یک دیکتاتوری که ابزارهای فناوری  را برای سلطه بر مردم خودش به کارگرفت…با استفاده از این قبیل ابزارهای فناوری مثل رادیو و سیستم های  سخنرانی برای جامعه، توانستند هشتاد میلیون نفر را مطیع خواست و اراده یک فرد کنند. تلفن، تله تایپ و رادیو انتشار و انتقال مستقیم فرمان های بالاترین سطوح را به پایین ترین ارگان هایی که به دلیل اقتدار بالایشان بی هیچ انتقادی دست به عمل می زدند، امکان پذیر کردند. به این ترتیب بسیاری از دفاتر و جوخه ها، فرامین اهریمنی شان را به این شکل مستقیم دریافت می کردند. ابزارهای فناوری تداوم نظارت دقیق بر تمام شهروندان  و انجام عملیات های مجرمانه  با بالاترین درجه از محرمانگی را امکان پذیر کرد. برای در نظر گرفتن این که این تشکیلات دولتی چه شکل و شمایلی می تواند داشته باشد، می توانید  انبوه در هم تنیده سیم ها را در یک تماس تلفنی در نظر بگیرید، با این فرق که مثل هر تبادل اطلاعات دیگری، می توان تنها یک میل و اراده واحد را به درون آنها هدایت کرد.
با توجه به  رشد گروه های نفرت پراکن فاشیستی که این روزها در آمریکا شاهد هستیم، فکر کردیم زمان خوبی است که برخی از نقل قول ها درباره این موضوع را در اختیار خوانندگانمان قرار دهیم. احتمال دارد برای شما نیز برخی از این نقل قول ها به شکل مورمورکننده ای پیشگویانه به نظر بیاید.
دورنماهای تاریک
بر اساس تجربیات شخصی خودم از این بیم دارم که فاشیسم به نام امنیت ملی به آمریکا راه پیدا کند. (جیم گریسون)
فاشیسم به دست آمریکاییان کاملا موثق و معتمد به آمریکا آورده خواهد شد. (جان تی. فلین)
اولین حقیقت این است که آزادی یک دمکراسی تضمین نمی شود اگر مردم رشد قدرت خصوصی را تا نقطه ای تحمل کنند که از خود حاکمیت دمکراتیک آنها نیز قدرتمند تر شود. این در ذات خود، همان فاشیسم است؛ تملک دولت از سوی یک فرد، یک گروه یا هر قدرت خصوصی کنترل گر دیگری. حقیقت دوم این است که آزادی در یک دمکراسی تضمین نمی شود اگر سیستم کسب و کار آن دمکراسی، به کارگیری، تولید و توزیع کالاها را به طریقی ارائه نکند که تداوم یک معیار زندگی قابل قبول را تضمین کند. باید از این دو نکته درس گرفت. امروز در میان ما تمرکز بر قدرت خصوصی به گونه ای در حال رشد است که هیچ معادلی در تاریخ برای آن سراغ نداریم. (فرانکلین دی. روزولت)
آن طور که امروز می بینیم، هیتلز و گوبلز در واقع  از سوی توده هایی مدل سازی شده اند که تمناها و رویاهایشان هدایت گر آنها هستند. البته گوبلز و هیتلر می دانستند چگونه به درون غرایز مخاطبانشان نفوذ کنند، اما از نقطه نظری عمیق تر آنها موجودیت این مخاطبان را به کلی از آنها سلب می کردند. قطعا توده ها در زیر ضربات باتون هیتلر و گوبلز می غریدند، با این حال گردانندگان واقعی آنها نبودند. این توده ها بودند که برای آنها تصمیم می گرفتند. به جبران فلاکت، ناامنی، بی کاری و نومیدی، آنها در گردهمایی هایی گمنام، درروزگار مشغولیت، سبعیت و بی بند و باری، ساعت ها در خلسه غوطه ور بودند. ناشادکامی شخصی که گسست اقتصادی عامل آن بود، جای خود را به یک از خود بیخودی می داد که قربانی مطالبه می کرد. آنها با تاختن بر مخالفانشان به احساسات بدوی خشم آگینشان جلوه و سمت و سو می بخشیدند. (آلبرت اسپیر)
بعد از آنکه ثابت شد کمونیسم یک توهم است فاشیسم مرحله ای است که از راه می رسد و خود فاشیسم نیز در روسیه و آلمان پیش از هیتلر ثابت شد که بیش از یک توهم است. (پیتر دراکر)
ما «ایالات متحده فراموشی» هستیم که رسانه هایش هیچ تمایلی به گفتن حقایق درباره هیچ چیز را به ما ندارند. رسانه هایی که درخدمت اربابان شرکتی شان قرار دارند و نقشه های دیگری برای سلطه بر ما دارند، این فراموشی را تشویق می کنند.(گور ویدال)
آشویتس در درون ماست، اما همه جا در پیرامون ما و درهوا نیز هست. طاعون از بین رفته، اما آلودگی هنوز باقی مانده و انکار آن جز حماقت چیزی نیست. انکار همبستگی بشریت، بلاهت و بی تفاوتی بدبینانه در مقابل رنج دیگران،  واگذاری شعور و حس اخلاقی در برابر اصل اقتدار و بالاتر از همه – و رگ و ریشه همه چیز- موجی خروشان از بزدلی است، یک بزدلی  عظیم که خود را در نقاب این دو فضیلت متضاد پنهان می کند: عشق به کشور و ایمان به یک ایده. (پریمو لوی)
من فکر نمی کنم هر کسی که شبیه دونالد ترامپ است یک نازی است، اما هر کسی که یک نازی است قطعا شبیه به اوست. (جان استوارت)
نویسنده: میلیسنت کرانور MILICENT CRANOR روزنامه نگار
منبع: yon.ir/UcUY1

انتهای پیام. 

 


http://fna.ir/bof9i0